نقش تمرکز در رسیدن به موفقیت

سالهاست که تلاش می کنم مردم را متقاعد کنم که موفقیت در مورد خود شما نیست، بلکه در مورد کاری است که انجام می دهید.
تقریبا دو سال پیش، در مورد ” کارهایی که مردم موفق به تنهایی انجام می دهند” مطلبی نوشتم، که در آن زمان بخش عمده ای از محتوای HBR شد. این مطلب فهرستی از استراتژی هایی است که براساس تحقیقات علمی ساخته شده است و ثابت شده است که برای رسیدن به موفقیت موثر است. بعدا این مطلب را با یک کتاب الکترونیکی کوتاه گسترش دادم و توضیح دادم که چگونه می توانید یک عادت درست ایجاد کنید.

استراتژی های تاثیر گذار به ترتیب عبارت بودند از:

– پایداری در طول مسیر مهم ترین کلید موفقیت است.

– دقیقا بدانید چقدر باید به جلو بروید.

– پیشرفت خود را نظاره کنید.

– ایده درست دقیقا همان چیزی است که به عنوان موفقیت اصلی بشمار می رود.

– لحظه ای را برای اهداف خود در نظر بگیرید. قبل از آنچه می خواهید انجام دهید، بدانید چه زمانی و در کجا باید آن را انجام دهید.

– به جای تمرکز کردن بر کاری که نمی خواهید انجام دهید بر کاری که می خواهید انجام دهید تمرکز کنید. به جای اینکه بر عادت های بد تمرکز کنید، بهتر است عادت های درست را جایگزین کنید. بر روی به دست آوردن هدف تمرکز کنید و از تمام فرصت های خود استفاده کنید.

یک تجسم واقع بینانه درباره هدف خود داشته باشید که از طریق آن بتوانید بر موانع غلبه کنید. سرنوشت را تحمل نکنید کافی است شانس خود را امتحان کنید.

افراد موفق فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند. آنها از مشکلات درس می گیرند و روی راه حل ها تمرکز می کنند.

من تعجب می کنم که چرا تعداد کمی از مردم تا به حال فکر کرده اند که شکست های خود را می توانند به “موفقیت” تبدیل کنند. فرض کنیم توانایی ما برای رسیدن به موفقیت کم باشد، آیا این بدان معنی است که اصلا تلاش نکنیم؟ مسلما نه، ما تصمیم می گیریم که برای رسیدن به هدف، آنچه را که لازم است داشته باشیم و تهیه کنیم.

اما آیا این بدان معنی است که اقلامی که در لیست قرار دارند به همان اندازه مهم نیستند؟ به عنوان مثال با تمرکز بر بهتر شدن، نه خوب بودن می توان به موفقیت رسید. از سوی دیگر افرادی که در خوب بودن تمرکز می کنند، کمتر از تاکتیک های دیگر لیست استفاده می کنند.

افراد موفق فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند. آنها از مشکلات درس می گیرند و روی راه حل ها تمرکز می کنند در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند. این افراد هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند. زمانی که دیگران آرزو می کنند به موفقیت دست پیدا کنند آن ها به جای آرزو کردن تلاش می کنند. آن ها هم مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند، آن ها به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. شکایت کردن باعث می شود که فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن قرار بگیرد و بیشتر روی نداشته هایشان تمرکز کند. در حالیکه برای رسیدن به موفقیت تنها باید تلاش کرد و روی داشته های خود تمرکز کنید.